فانوس

دشت ها حوصله سبزه ندارند دیگر ...
فانوس

عشق یک سینه و 72 سر میخواهد
بچه بازیست مگر
عشق جگر میخواهد...

آخرین مطالب
  • ۹۵/۰۹/۰۶
    1218
  • ۹۵/۰۸/۱۹
    1215
  • ۹۵/۰۸/۱۸
    1214
  • ۹۵/۰۸/۰۷
    1211

ثابت

دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۲۴ ب.ظ

                                    http://bayanbox.ir/view/8002376088737784881/%DA%A9%D9%84%D9%86%D8%A7-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DA%A9.jpg

هوالکافی :


لطفا جهت مشاهده بهتر فونت های این وبلاگ

خط تحریری دست نویس را بر روی سیستم خود نصب نمایید

 لینک

  • ۱۸ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۲۴
  • فانوس

لایمکن الفرار من عشقک

يكشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۰ ق.ظ

هوالکافی :


من برای تو نمی نویسم

برای تو

می میرم

  • فانوس

1218

شنبه, ۶ آذر ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ق.ظ

هوالکافی :


راه کربلا را داعش

و راه مشهد را مسئولین

نا امن کردند

  • فانوس

یک اربعین دوری

جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۴۶ ب.ظ

هوالکافی :


50 سال در کنار برادر بودی

و بین تان فاصله ای نتوانست حائل شود

اما چقدر بد و سخت یک اربعین بین تان فاصله انداختند

  • فانوس

از کربلا ک برگشتی...

پنجشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۳۵ ب.ظ

یاحبیب الباکین:


از کربلا ک برگشتی

ما رایت الا جمیلا   هایی را که دیدی را

باید زینب 'س' گونه بیان کنی

تا راه برای وهب ها باز شود...


اینگونه که عمل کردی

پیام بر کربلایی

ای کربلایی...

  • فانوس

1215

چهارشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ق.ظ

هوالکافی :


حزب اللهی بودن کلاس نداره

مسئولیت داره...

  • فانوس

1214

سه شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۵، ۰۷:۲۴ ق.ظ
یاحبیب الباکین:

پیراهنت از غربتت
خونین جگر شد

" یا حسن بن علی ایها المجتبی یابن رسول الله "
  • فانوس

هله بزوار هله بزوار

شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ق.ظ

یاحبیب الباکین:


درجاده نجف به کربلا در حال پیاده روی بودیم که چندنفر از بچه ها خسته شدند

هوا تاریک بود و موکب ها پرشده بودند ، کنار عمودی ایستادیم تا نفس تازه کنیم

ناگهان ماشینى توقف کر ؛ هله بزوار هله بزوار

عربی بلد بودم بااوخوش و بشی کردم ، صاحب ماشین گفت که باید به خانه من بیایید

بااصرار او به خانه اش رفتیم ، دوازده نفر میشدیم
بعد ازاستقبال گرم و صرف شام ناگهان صدای دعوا و دادو بیدادی بلند شد که رفتیم دم در ببینیم چ خبره؟!

دیدیم صاحبخانه باهمسایه اش دعوا میکنند
از بحثشان فهمیدم که صاحب این خانه پسری دارد که قاتل پسرهمسایه بوده

پدر مقتول امشب را درخانه اش بدون زائر به سر میکرده و وقتی متوجه آمدن ما به این خانه شده آمده تا مارابه خانه خود ببرد و صاحب خانه هم ممانعت کرد
 پدر مقتول گفت : زائر هایت را بده از خون پسرم گذشت میکنم و پسرت رو میبخشم
صاحب خانه گفت : زائرها را نمیدهم ، قصاصش کن

  • فانوس

مرگ بر آمریکا

جمعه, ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۱۸ ق.ظ

هوالکافی :


شاید اگر شعار مرگ بر آمریکا محقق میشد

امروز شاید ختم بسیاری از مسئولین و آقا زاده ها بودیم

  • فانوس