فانوس

دشت ها حوصله سبزه ندارند دیگر ...
فانوس

عشق یک سینه و 72 سر میخواهد
بچه بازیست مگر
عشق جگر میخواهد...

آخرین مطالب
  • ۹۵/۱۱/۱۵
    1228
  • ۹۵/۱۱/۰۶
    1227
  • ۹۵/۱۱/۰۴
    1226
  • ۹۵/۱۱/۰۳
    1225

۳۶ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

برق گرفته

پنجشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۰۰ ق.ظ

هوالکافی :


برق چشمان تو

از دور مرا میگیرد

  • فانوس

عشق باید به دادمان برسد

چهارشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۵۳ ب.ظ

ابرمغرور اگرچه مجبوری
دره ی درد را بپوشانی-
بیخیالش رفیق میچسبد
گریه در اسمان بارانی
بیخیالش رفیق شانه ی من
جای خوبی برای گریه ی توست
من خودم ابرم و نیازی نیست
پیش من بغض را بپوشانی
خسته ایم از زمان و از تکرار
خسته از روزگار لاکردار
آه از زندگی لعنتی و
آه از گریه های پنهانی
عشق باید به دادمان برسد
تا صدامان به آسمان برسد
عشق ناگاه میرسد حتی
در همان لحظه ای که گریانی
عشق یعنی همین حسودی من
به هنرپیشه ها به شاعر ها
هر زمانی که فیلم میبینی
هر زمانی که شعر میخوانی
درد یعنی همین غزل وقتی
بهتر از این نشد که بنویسم
درد یعنی که بی اجازه ی تو
عاشقت هستم و نمیدانی

سیدمیلادمیرجلالی

  • فانوس

ﺩﺭ ﮔﯿﺮ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺯﻡ ﺑﻪ ﻗﻀﺎ ﺭﻓﺖ

چهارشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۴۹ ب.ظ

ﺩﺭ ﮔﯿﺮ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺯﻡ ﺑﻪ ﻗﻀﺎ ﺭﻓﺖ
ﺩﺭﻣﻦ ﻏﺰﻟﯽ ﺩﺭﺩ ﮐﺸﯿﺪﻭﺳﺮ ﺯﺍ ﺭﻓﺖ

ﺳﺠﺎﺩﻩ ﮔﺸﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ ﻏﺰﻟﻢ ﺭﺍ
ﺳﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯾﯽ ﻋﻘﺮﺑﻪ ﯼ ﻗﺒﻠﻪ ﻧﻤﺎ ﺭﻓﺖ

ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ ﺩﺍﺩ
ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺁﻥ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﺻﺪﺍ ﺭﻓﺖ

ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺯﺩﻡ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﮑﯽ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﮔﻔﺖ
ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺖ ﺷﺐ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﻓﺖ؟

ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﺯﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ
ﻣﻦ ﺳﻤﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻣﺪﻡ ﺍﻭ ﺳﻤﺖ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺖ

ﺑﺎ ﺷﺎﻧﻪ ﺷﺒﯽ ﺭﺍﻫﯽ, ﺯﻟﻔﺖ ﺷﺪﻡ ﺍﻣﺎ
ﻣﻦ ﮔﻢ ﺷﺪﻡ ﻭﺷﺎﻧﻪ ﭘﯽ, ﮐﺸﻒ ﻃﻼ ﺭﻓﺖ

ﺩﺭ ﻣﺤﻔﻞ ﺷﻌﺮ ﺁﻣﺪﻡ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ
ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﭼﺮﺍ ﺁﻣﺪﻭﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﭼﺮﺍ ﺭﻓﺖ؟

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﮑﻮﺷﺪ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﺍﺕ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ
ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻣﺶ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺩﺵ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ ﺭﻓﺖ
شاعر: محمد سلمانی

  • فانوس

شاید

سه شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۰۰ ق.ظ

هوالکافی :


شاید

سهم من

از تو

بی قراری بود

فقط

  • فانوس

بِرَهانم

يكشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۱۲ ق.ظ
هوالکافی :

در میان کوچه های قلب تو
شده ام سرگردان
روی خود برگردان
با  نگاهی و صدایی
بِرَهانم ز همه
سوز و گدازی که
نهفته اس در این درد فراق
  • فانوس

6

جمعه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۲۳ ب.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۴ بهمن ۹۳ ، ۲۳:۲۳
  • فانوس

شناسایی عجیب

جمعه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۲۳ ق.ظ
هوالشهید :

«اصغر قربانی» به بچه ها گفت :
من یقینا فردا شهید میشوم ،
برای اینکه جنازه ام روی زمین نماند، اسمم را روی پایم بنویسید .
یکی با ماژیک سبز کف پایش نوشت:
«شهید علی اصغر قربانی»
ترکش خمپاره سرش را بُرد، از کف پایش شناسایی شد...
  • فانوس

لطفی نما

چهارشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۳۵ ب.ظ

هوالکافی:


من مسیر خویش را گم کرده ام رحمی نما
روی خود از ما مگردان ، پاسخی ، لطفی نما


پ.ن : "اینگونه آمدیم"

  • فانوس