فانوس

دشت ها حوصله سبزه ندارند دیگر ...
فانوس

عشق یک سینه و 72 سر میخواهد
بچه بازیست مگر
عشق جگر میخواهد...

آخرین مطالب
  • ۰۳/۰۲/۰۸
    1252
  • ۹۹/۰۷/۱۵
    1251
  • ۹۹/۰۵/۲۲
    1250
  • ۹۹/۰۵/۲۲
    1249
  • ۹۹/۰۵/۱۲
    1248
  • ۹۹/۰۳/۳۱
    1247
  • ۹۹/۰۳/۳۱
    1246
  • ۹۸/۰۱/۱۴
    1246

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باکری» ثبت شده است

آقای شهردار

شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۲، ۱۰:۱۸ ق.ظ

دختر خانه بودم.

داشتم تلویزیون تماشامی کردم، مصاحبه ای بود با شهردار شهرمان .

یک خورده که حرف زد، خسته شدم سرش را انداخته بود پایین و آرام آرام حرف می زد.

باخودم گفتم: این دیگه چه جور شهرداریه؟ حرف زدن هم بلد نیست .

بلند شدم و تلویزیون را خاموش کردم .

چند وقت بعد همین آقای شهردار شریک زندگیم شد.


پ.ن:

شهید مهدی باکری

  • فانوس