فانوس

دشت ها حوصله سبزه ندارند دیگر ...
فانوس

عشق یک سینه و 72 سر میخواهد
بچه بازیست مگر
عشق جگر میخواهد...

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۶/۲۶
    1239
  • ۹۷/۰۶/۲۴
    1238
  • ۹۷/۰۶/۱۰
    1237
  • ۹۷/۰۶/۰۷
    1236
  • ۹۷/۰۶/۰۶
    1235
  • ۹۷/۰۶/۰۵
    1234
  • ۹۷/۰۵/۲۳
    1233
  • ۹۷/۰۵/۲۲
    1232
  • ۹۷/۰۵/۲۲
    1231
  • ۹۷/۰۵/۲۱
    1230

امضا...

پنجشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۱، ۰۳:۴۵ ب.ظ

رضایت نامه رو گذاشت جلوی مادرش .

-چه امضا بکنی و چه امضا نکنی ، من میرم ! اما اگه امضا نکنی خیالم راحت نیست.

شاید هم جنازه ام پیدا نشه...

  • فانوس

خبر...

شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۱، ۰۲:۴۱ ب.ظ
کوله پشتی و وصیت نامه اش را به من دادند تا به خانواده اش برسانم .
آقا ؟ دنبال این آدرس میگردم ، میدونید منزل سبحانی کجاست؟
پیرمرد با تعجب یه نگاه به من و یه نگاه به آدرس انداخت ...
  • فانوس

لباس بسیجی

شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۱، ۰۲:۰۷ ب.ظ

کوچک بود .

هر چقدر گشتند لباس بسیجی به اندازه او پیدا نمیشد.

میترسید برش گردانند.

ساکش رو کمی زیرو رو کرد ؛ کمی بزرگتر به نظر میرسید ...

تمام لباسهایش را زیر لباس بسیجی پوشیده بود ...

  • فانوس

عنوان ندارد...

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۱، ۱۱:۵۰ ب.ظ

عمر سعد بعد از شهادت امام حسین (علیه السلام) دستور داد ، عده ای بدن حضرت را زیر سم اسبها لگدمال کنند و ده نفر داوطلب شدند.

ابوعمر زاهد میگوید : وقتی بررسی کردیم همه ده نفر اولاد زنا هستند .

 

                                                                            بحارالانوار ، جلد45

  • فانوس

وقت استراحت

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۱، ۰۲:۱۵ ب.ظ

اندازه پسر خودم بود . سیزده ،‌ چهارده ساله . وسط عملیات یکدفعه نشست .

گفتم : حالا چه وقت استراحته بچه ؟

گفت : بند پوتینم شل شده ،‌ می بندم  راه می افتم .

نشست ولی دیگه بلند نشد . هر دو پاش تیر خورده بود . برای روحیه ما چیزی نگفته بود ...

 

  • فانوس

قربانی...

سه شنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۱، ۰۹:۴۸ ب.ظ

حسین جان...

فرق ما با تو در این است که ما خدا را قربانی خواسته هایمان میکنیم ؛

و تو خود را قربانی خواسته های خدا ...


پانوشت :

از روی تل دل حرمت دیده میشود...

  • فانوس

منتظر ...

شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۱، ۰۵:۴۰ ب.ظ

مادر شهید


 طرح سرشماری نفوس ومسکن بود که یکی از دوستان رفت در یه خونه‌ایی

یه پیرزنه در رو باز کرد...
وقتی پرسید تعداد جمعیت خانوار... ؟
پیرزن سرش رو انداخت پایین و گفت : میشه خونه‌ی ما باشه برای فردا ؟

  • فانوس

سقوط...

چهارشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۱، ۱۱:۳۰ ق.ظ

بعد دعوای ان شب کبوترها...

کبوتر خانم میخواست از این طرف باغچه به طرف دیگر برود  

گربه دستش را می گیریدو می گوید:

 "افتخار همراهی می دهید...!"

  • فانوس